اولش باید از خودم بگم نه؟
خب اسمم نگاره. متولد ماه تیرم.رشته م تجربیه
. هدفم فوق تخصص مغز و اعصابه
.تو دبیرستان نمونه درس می خونم
. ای بابا همه ش که راجع به درس شد. دوستام می گن یه خورده مغرورم
اما زود جوش و خونگرم و اجتماعی م
از شنا و تنیس خوشم می آد. از کار خونه متنفرم
. آشپزیم بر خلاف نگار خوبه![]()
.عاشق زرشک پلو هستم و معده م هنگ کرد از بس زرشک پلو خوردم
از خورشت فسنجون هم متنفرم
. نگار هم که دیگه جزیی از خونه ی ما محسوب می شه
چون از دست اشکان کوچولو
فرار می کنه و می آد بالا
.کتابای اوشو و پائلو کوئلو رو می خونم
.عاشق کتاب شعرم.انشام هم خیلی خوبه
. اتاقم درست بالا سر اتاق نگاره و قدیما هر وقت بی خوابی می زد به کله م یه طناب بر میداشتم و اگه می خواستم سنگ تموم بزارم یه دسته کلید وصل می کردم بهش و از پنجره تا کمر می رفتم
بیرون طوری که بعضی وقتا مامانم از ترسش پام رو می گرفت و می گفت کجا می ری؟
و دسته کلید رو محکم می کوبیدم به شیشه طوری که صداش تو تموم خونه می پیچید
و نگار خواب آلود
کله اش رو از پنجره می آورد بیرون:
_چته این وقت شب؟
...
_
بگذریم. من و نگار راه و روش جغد ها رو پیشه کردیم.شبا بی خوابی می زنه به کله م
و تا ساعت 3 بیدارم
. یه خواهر دانشجو تو آمل دارم به اسم سحر و یه داداش 23 ساله و مجرد دارم به اسم حسین.رنگ های جیغ مثل صورتی و نارنجی م دوست دارم.
هیچ چیز ی هم به اندازه ی گل رز سفید خوشحالم نمی کنه
. به خاطر فشار درس ها هفته ای یه بار آپ می کنم ولی سعی می کنم در طول هفته نظرات رو بخونم و بهتون سر بزنم ![]()
پی نوشت:با تشکر از دوست گلم نگار![]()
![]()
![]()
