یکی دو سال پیش برف زیادی اومده بود و مدرسه ها هم تعطیل شده بود .من و نگار رفتیم بالا و بعد از یه کم گلوله پرت کردن تو سر و کله ی همدیگه به این فکر افتادیم که چرا تو سر و کله ی همدیگه بزنیم خب می زنیم تو سر خلق الله مگه خدا بنده هاش رو ازمون گرفته ؟ داشتیم پایین رو نگاه می کردیم دیدیم چندتا پسر جوون دارن وسط خیابون برف بازی می کنن یه کم به بخت خودمون لعنت فرستادیم که چرا تو این جامعه فقط پسرا حق شادی کردن دارن و ما نمی تونیم بریم بیرون تو همین فکرا بودیم که یهو یه ویژگی خوب این محدودیت به ذهنمون رسید این که از این بالا هر چی شوت کنیم پایین همه به پسرا مشکوک می شن و می رن یقه شون رو می گیرن .در همین افکار شوم بودیم که یه دختر خانوم سانتی مانتال با کفشای پاشنه 10 سانتی خرامان خرامان با هزار فیس و افاده نزدیک شد همون موقع به صورت کاملا تصادفی گلوله ی برفی ای که برای روز مبادا(در اینجا بخونین موقع مبادا ) کاملا حرفه ای درست شده و آبش گرفته شده و سفت شده همونطور که گفته شد کاملا تصادفی دقت کردین کاملا تصادفی یعنی منو همدستم نگار هیچ نقشی دراین تصادف نداشتیما از دست یکی مون(ما همدیگه رو نمی فروشیم در اینجور مواقع داشتن شریک،جرم رو سبک تر می کنه و خداییش نمی دونیم کا ر کدوممون بود ) کاملا تصادفی لیز خورد و به طرز ماهرانه ای به فرق سر اون دختره اصابت کرد . ما هم موندیم که این گلوله برفی از کجا اومده مگه 2 دقیقه ی پیش دست ما نبود؟
خلاصه دختر خانوم قصه ی ما با عصبانیتی که البته کاملا حقش بود بر گشت به طرف پسران نگون بخت و بهشون گیر داد که الا و بلاه کار شما بوده پسرا هم هاج و واج همدیگر رو نگاه می کردن به دختره می خاستن بفهمونن که کار ما بوده اما دختره مثل آتیشی بود که باهیچی خاموش نمی شد و عین ضبط صوت داشت حرف می زد منم فقط جلوی دهن نگار رو گرفته بودم که از خنده داشت می ترکید بعدش پایین رو نگاه کردیم دختره رفته پسرا داشتن بالا رو نگاه می کردن و از شدت خشم قرمز شده بودن چند لحظه بعد گلوله برفی بود که پرت می شد رو پشت بوم . اگه این پسرا این همه پشت کار رو برای درس خوندن می ذاشتن الان هیچی جوون زیر دکترا تو مملکت نبود .
پی نوشت:نگار جان عزیزم دارم برات. قربونت برمُ من سیمم رو جویدم؟ به من چه سیمش پوسیده بود و وقتی کشیدمش قطع شد؟ چون سر گرم درس و مدرسه بودم نتونستم برم از مغازه ی کاملا نزدیک به خونه مون بخرم تازه الانم نگار رو خر کردم تا بره و برام بخره(نوش جون نگار جان تا دیگه به من نگی سیم می جوم.)البته تو فرشته ای ها(آخه ممکنه بازم خرید داشته باشم)
پی نوشت ۲ :این پست رو با کمک نگار نوشتم